
«سفر به لیمونیا» با فضایی تخیلی و داستانی جذاب سعی دارد مخاطب کودک و نوجوان را به دنیایی پر رمز و راز و هیجان ببرد. ابراهیم شفیعی بازیگر این سریال در نقش «هوشنگ» بین آسیب های بی پایان کودکان و سرمای شدید کوه های خوانسار، تجربه ای متفاوت در بازیگری را پشت سر گذاشت. در گفتگو با – او از ویژگی های نقش خود، چالش های مدیریت بازیگران کودک و تجربه کار با مجریان حرفه ای می گوید.
آقای شافعی، زمانی که برای اولین بار فیلمنامه «سفر به لیمونیا» را خواندید، شخصیت «هوشنگ» چه ویژگی هایی داشت که برای بازی در این نقش هیجان زده شدید؟
شخصیت هوشنگ بسیار جذاب بود. از نظر فرهنگی، او نگرش متفاوتی نسبت به دیگر شخصیت های داستان داشت که به دراماتیک شدن داستان کمک کرد. فضای تخیلی فیلم و اتفاقاتی که در طول مسیر برای شخصیت ها می افتاد، توانایی زیادی در جذب بچه ها داشت. در واقع تلفیق این فضای رویایی و فیلمنامه قوی باعث شد بلافاصله با این نقش موافقت کنم.
شخصیت «هوشنگ» چه نقش و ویژگی های برجسته ای در ساختار داستان دارد؟
هوشنگ ناظم معلمی است که از طبقه پایین جامعه است و با دانش آموزان ارتباط نزدیک دارد. او یکی از محورهای اصلی داستان است و در طول روایت با شخصیت اصلی (با بازی بهاری رحما) ازدواج می کند.
در طول تمرینات و مراحل فیلمبرداری، چه فضایی برای خلاقیت شخصی شما وجود دارد؟ مدیر تا چه حد به شما اجازه داد که از فرضیات خودتان استفاده کنید؟
آقای مقدم (کارگردان) در کارشان بسیار منعطف و کمک کننده هستند. او فضای خلاقانه را کاملاً به روی بازیگران باز گذاشت. یعنی پیشنهادهایی برای بهبود اجرا روی صحنه یا در لحظات حساس داشتیم که به ما اجازه می داد از طریق پذیرش و انعطاف از توانایی های شخصی خود استفاده کنیم. این همکاری بسیار جالب بود.
از تجربه همکاری با بازیگرانی چون پاهاری رهنما بگویید.
کار با او کارآمد و آموزنده بود. بهاری رهنما بازیگری حرفه ای و بسیار باتجربه است. تعامل و تبادل تجربیات بین ما نیز باعث ارتقای کیفیت بازی من شد و تجربه همکاری با او برایم ارزش زیادی داشت.
شما تجربه کار در زمینه کودکان را دارید. اما همکاری با تعداد زیادی از بازیگران کودک در این فیلم شاید چالش هایی را به همراه داشته باشد.
کار با بازیگران کودک، حتی اگر حرفه ای باشند، همیشه دشوار است. زیرا آنها هنوز درگیر دنیای سرگرمی و شیطنت های طبیعی خود هستند. من تجربه همکاری با بازیگران حرفه ای مثل رایان سارلیک را در سریال «هتل بسیار عجیب» داشتم، اما در «سفر به لیمونیا» متفاوت بود. در اینجا بازیگران کودک حرفه ای نبودند و تعداد آنها در هر صحنه بسیار زیاد بود (گاهی اوقات بیش از 8 بازیگر نوجوان در یک صحنه). مدیریت و نظارت بر این تعداد بچه چالش بزرگی بود اما با مدیریت هوشمندانه آقای مقدم و دستیارشان کار به خوبی پیش رفت.
بازی در فضایی فانتزی و مرموز اعتبار بالایی می طلبد. چطور توانستید با بچه ها ارتباط برقرار کنید تا در این فضای هیجان انگیز به شما بپیوندند؟
از آنجایی که در نوجوانی درس بازیگری می خوانم، رابطه خوبی با آنها دارم و معمولا خیلی سریع با آنها ارتباط برقرار می کنم. این رابطه صمیمانه باعث شد تا زمانی که کار می کردم به من احترام بگذارند و به من گوش دهند. البته قبل از شروع صحنه همیشه شیطنت هایی وجود داشت، اما از آنجایی که گروه فیلمبرداری نیز با بچه ها رابطه دوستانه ای داشتند، کار به صورت حرفه ای و آرام پیش می رفت.
در نهایت بزرگترین چالشی که در این فیلم با آن مواجه شدید چه بود؟
از نظر شرایط محیطی فیلمبرداری در منطقه کوهستانی خوانسار انجام شد که دمای هوا به شدت پایین و سردی غیر قابل تحمل بود. بازی در دمای زیر صفر، به خصوص در صحنه های بیرونی، یکی از سخت ترین چالش های پیش روی تولید بود. اما وقتی بدانم نتیجه نهایی کار لبخند و استقبال مخاطب خواهد بود، تمام این سختی ها را تحمل می کنم.


Leave a Reply
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.